بررسی و ارائه راهکارهای عملی برای اختلالات جامعه شناختی
به نام نامی دوست
با مطالعه نوشته ای در سایتی که موضوع آن نوشته این بود : مردانی که به زندگی خود خیانت می کنند ، متوجه نوعی درماندگی و استیصال درزنان و خود کامگی و سلطه کذائی در برخی از به اصطلاح آقایان که درمورد آن نوشته نظرات خود را بیان کرده بودند شدم . لذا به عنوان یک انسان وظیفه خود دانستم که به شرح مطلب و بیان معضلات جامعه پرداخته و دلایل آن را بیان نموده موشکافی کرده و راه حل منطقی ومحکم و درستی ارائه دهم . البته متوجه شدم که مسوول آن سایت ازانتشار نظر من بدون هیچ دلیل موجهی خود داری کرده بود و آن زمان بود که متوجه شدم ایستادن عده ای در برابر حقیقت و یا لوث و کتمان کردن آن باعث ایجاد چنین مشکلات و معضلا ت و ظلم ها در جامعه امروز ما می شود.در این نوشته تحت عنوان مردانی که به زندگی خود خیانت می کنند،حدودصد نفر از خانم هائی که تجربه مورد خیانت واقع شدن را داشتند،مشکلات خود را عنوان کرده و از دیگران خواستار راهنمائی و مشورت بودند .به هر حال اینجانب هم بعد از آن که تمام آن نوشته ها را مرور کردم ومتوجه این غم بزرگ در وجود آن ها شدم ، در نوشته ای به بیان دلایل وراه حل برای آن ها مبادرت کردم . ولی متاسفانه آن نوشته من به هیچ عنوان منتشر نشد و من متوجه شدم که برای روبه روئی با این مشکل وحل آن با عده دیگری طرف هستم که اجازه حل این مسائل را به دلائل خاص خودشان و غرض های شخصی نمی دهند .حقیقتی که عنوان شده بود بعضی از خانم های ایرانی بودند که بار ها مورد خیانت شوهرانشان واقع شده بودند و با وجودیکه از این مساله آگاه بودند ولی نمی توانستند راه حلی برای این مشکل بیابند چون اولابسیاری از آن ها صاحب فرزند بودند و به عنوان یک مادر نمی خواستند فرزندانشان در این جامعه مبتلا به فشار های روانی ناشی از مسائل طلاق و یا پیرامون آن شوند.دوما بسیاری از آن ها فکر می کردند که قوانین کذائی که توسط عده ای وضع شده است دستور قرآن و اسلام و حتی خداوند است ، لذا خود راهمچون برده ای اسیرو گرفتار می دیدند.سوما عده ای از آن ها به دلایل عدم اسقلال و آزادگی مناسب در زمینه مالی و عاطفی از فردی که به او ضربه حتی زده بود ، سعی در تحمل آن شرایط و یا نادیده گرفتن آن وقایع داشتند و یا حتی افراد دیگر را مسبب اغفال شوهران خود می دانستند ! و به جنگ با آن ها برخاسته بودند .من در این نوشته یکی از دلایل این معضل اجتماعی را آسیب شناسی کرده و با توجه به قرآن و آیات موجود در این زمینه به بیان حقایق خواهم پرداخت.
آیه 58 سوره انفال: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ
قطعاً خدا افراد خائن را دوست نمي دارد.
آیه 38 سوره حج: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
حتماً خدا هيچ خيانتكار ناشكري را دوست ندارد.
یه 107 سوره نساء: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا
محققا خداوند هیچ خیانتکار گناهکاری را دوست نمی دارد
در این آیات خداوند تبارک و تعالی که همیشه خود را با عنوان بخشنده مهربان و یا مهربان ترین مهربانان معرفی می کند، بیان می کند که خیانت کاران را دوست ندارد. او که از مادر به انسان مهربان تر است ،او که افریننده عشق و خالق عشق است او که صاحب عشق است او که نهایت عشق است خیانتکاران را از مهر خود مبرا کرده است .نکته مهم اینجاست که نهایت مهربانی و عطوفت از آن اوست ولی این افراد را از خود رانده است . پس چرا زنی باید بگوید من به مرد خیانتکارم علاقه دارم ! و به این دلیل نمی توانم او را رها کنم .
اگر ما به قرآن به عنوان کتاب خداوند معتقد باشیم ،پس راه زندگی ما از میان ایات آن نمود پیدا می کند . اگر رها کنید آن چه را که او رها کرد و اگر بروید در آن مسیری که او به شما برنامه اش را داد و در آن مسیر صبور و شکر گزار باشید بهترین ها را به شما عطا خواهد کرد . در حقیقت تمام زندگی امتحان خداوند است تا دروغگویان را از راستگویان و ایمان آوردنگان حقیقی را از ایمان اوردنگان کذائی جدا کند . این که من به این مرد علی رغم این که خیانت می کند علاقه مندم سخنی الهی نیست بلکه سخنی ساخته و پرداخته جهل ، غیر الهی و شیطانی است تا به بردگی کشاندن زن یکی از نتایج آن برای شیطان باشد . دومین نتیجه آن گسترش دادن فساد توسط شیاطین باشد و سومین نتیجه آن از بین بردن زمینه برای تبلور عشق های پاک و زیبا در جامعه باشد و..پس طبق دستور خداوند از کسی که خیانت می کند مهرتان را ببرید تا خداوند زنجیره مهر و عشق واقعی را در دستان شما قرار دهد ...دیو چو بیرون رود فرشته در آید ...
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره