بررسی و ارائه راهکارهای عملی برای اختلالات جامعه شناختی
وظیفه همسر وقتی میفهمه یار زندگیش داره بهش خیانت میکنه چیه؟
دلایل اصلی خیانت مردان :
1. از بین رفتن عشق و علاقه :
افسوس که پس از گذشت زمان طولانی با هم بودن , برخی مردان آن عشق و علاقه و احساساتی را که در ابتدا به همسرشان داشتند , از دست می دهند.
2. عدم جذابیت همسر:
سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می شود. به این معنا که دیگر به سرو وضع خود نرسیده و جذابیتی ندارند و مانند گذشته به شیفتن شوهرشان نمی پردازند . مرد نیز دیگر همسرش را زیبا نیافته و زندگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.
3. سهل انگاری زنان:
اکثر زنان خیلی سریع و راحت شوهرشان را بخاطر رفتارهای بی وفا منشانه او می بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تنهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد. حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدم هایی را برای بهبود روابطشان بردارند. این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را می دهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد.
4. اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر:
رفتارهای زشت , نق زدن های دائمی, نزاع ها و مجادله های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سر درد است و در تصور برخی مردان (البته به غلط), خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از مسکن به درمان سردرد کمک می کند.
5. بوالهوسی و هوسرانی:
این یک حقیقت غیرقابل انکار است که مردان هوسران توانایی " نه " گفتن در روابط جنسی را ندارند. با اینکه آنها بطور همیشگی با پیشنهادات جنسی بمباران نمی شوند, گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیش آید. در این زمان مردان هوسباز تصور می کنند که این موقعیت شاید دیگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی می دهند.
6. عقده های جنسی:
بعضی مردان مایلند بدانند که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال پیش می آید که آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر که یافتن این پرسش ممکن است آنها را برای رسیدن به اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.
7. بی خطر شمردن خیانت:
برخی تصور می کنند که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صدمه ای نخواهد رسید و این استدلال را بهانه ای برای انجام عمل زشت خود برمی شمارند. اما توجه ندارند که هر قدر مردان به دلیل عدم کنترل حیله گرتر شوند, زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی وکنترلی خود را گسترش خواهند داد.
8. زیاده خواهی و تنوع طلبی:
برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی وتنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عمل زشت تن می دهند. آنها به زن به دیده " غنیمت جنسی " می نگرند و با وجود یک زن در زندگی, تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.
9. خیانت همسر:
برخی از مردان به بی وفایی و انحراف همسر خود پی برده و تنها راه آرام کردن و فرو نشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیرمنطقی می نماید.
10. عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی:
برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایلی به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمیت دهند که این امر ممکن است باعث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردند.
خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا دیر یا زود گریبان گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به انها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود.
راهکارهای حل مشکل:
1-در مقابل شوهر خود واکنش نشان نداده و به روی خود نیاورید ، چون ممکن است برخورد تند شما باعث شود مشکل حاد شده و پیچیده شود و یک تلنگری برای درگیری و شدت یافتن اختلاف و خدای نکرده موجب از هم پاشیدن کانون خانواده شود ، در این صورت بزرگترین ضربه را فرزندان خواهند خورد . توجه داشته باشید که بیشتر بزهکاریهای جامعه ازفرزندان طلاق است .
2-به صورت غیر محسوس او را کنترل کنید . مثلا هنگام خروج از خانه از او سوال کنید کی می آیید ؟ یا بگویید اگر توانستید یک کمی زودتر بیایید باهم برویم بیرون بچه ها در خانه دلتنگ می شوند همیشه که کار نمی شود باید به ما هم برسید.
3- با شوهرتان صحبت بکنید و باهم قرار بگذارید آخر هفته یا وسط هفته همراه بچه ها بیرون بروید. برای بیرون رفتن از خانه همراه بچه ها بیشتر رغبت نشان دهید.
4-با راهکارهای مختلف و با پوشیدن لباس های زیبا و جذاب توجهش را به خود جلب کنید. متأسفانه خیلی از خانم ها لباس های زیبای خود را فقط در مجالس جشن و عروسی می پوشند و در خانه از لباس های عادی استفاده می کنند و این یکی از عوامل عدم توجه مرد به همسر و بروز مشکلات دیگر می شود.
5- در مورد مسایل جنسی بیشتر رغبت نشان دهید تا حدی که بتوانید ایشان را به این مسایل سوق داده و ارضا کنید . _ و تا وقتی کسی سیر است میل به غذا ندارد ! _ پس تا می توانید گرسنه از خانه بیرون نفرستید. توجه داشته باشید که علت بیشتر اختلافات خانوادگی ناشی از عدم ارضای مسایل جنسی است!
6-زندگی داخلی و رفتار و اخلاق خود و نیز اوضاع عمومی منزل را به دقت بررسی کنید و ببینید چه علتی باعث شده که شوهرتان از خانه که محل آسایش وامنیت کانون گرم و محبت است ، بیزار شده است؟ مانند یک قاضی با انصاف آن را کشف کنید. شاید علت آن رفتار ها و اخلاق خود شما باشد! شاید در منزل به آرایش و لباس خود توجهی ندارید! شاید غذای لذیذ و دل خواه او را برایش تهیه نمی کنید ! چنین عیبهایی است که مرد را به خانه و زندگی بی علاقه می کند به طوری که برای فراموش کردن عقده های روانی خود به دنبال ولگردی و کارهای دیگر می رود.
7- این عوامل را بررسی کرده و برطرف کنید و خانه را به صورت دلخواه او درآورید، در این صورت می توانید به موفقیت خود امیدوار باشید و مرد را کم کم به خانه و زندگی علاقمند کنید. در نتیجه خواه ناخواه مجذوب خوش اخلاقی و مهربانی شما می شود و از کارهای خود دست بر می دارد.
8- توجه داشته باشید که نگه داری و مراقبت از شوهر ، یک نوع شوهر داری است و شوهر داری وظیفه زن است ، چون این کار مهم و دشوار است که پیامبر اعظم آن را در ردیف جهاد قرار داده و می فرماید: جهاد زن این است که خوب شوهر داری کند. ( بحار، ج 103، ص 247)
9-خداوند در وجود زنها یک قدرتی قرار داده است که می توانند شوهر خود را موحد و یا ملحد بار بیاورد . پس شما این قدرت را دارید که اخلاق و رفتار شوهرتان را درست کرده و به زندگی دلگرم کنید.
موفق باشید.با سلام و عرض ادب
از توضیحات جناب کارشناس بسیار سپاسگذارم و ایکاش همه زنان بتوانند اینگونه با این مسئله برخورد نماینداما فکر نکنم قضیه را بتوان به این سادگیها حل کرد. در برخی از زنان مسئله خیانت همسر چنان دردناک است که انگار بیکباره گرما و محبت همه جوره از قلب و زندگیشان محو میشود و گاها شدت اکراه و دلشکستگی از همسر خاطی به حدی میرسد که برخی از زنان در مشاوره ها ابراز میکنند که هر گونه تماس جسمی و یا حتی دیدن وسایل شخصی همسر نیز برایشان آزاردهنده است. مخصوصا اگر زن در چنین خیانتی مقصر نبوده در وظایف خود کوتاهی نکرده باشد واز آن مهمتر وقتی مرد بخاطر باورهای غلط فرهنگی این امر را در میان مردان عادی فرض کرده چندان ابراز پشیمانی نکند و در صدداصلاح خود و جبران زخمی که زده است برنیاید. این کراهت نسبت به همسر در بسیاری از زنان سالها طول میکشد و این امر گاهی برمیگردد به تفاوت افراد در مواجهه با این آسیب خانوادگی. حتما مستحضرید که بر طبق آمارها اعتیاد در درجه اول و در درجه دوم خیانت مرد (چه در قالب زنا و چه در شکل ازدواج مجدد و موقت) همچنان بالاترین دلایل طلاق و فروپاشی ازدواجها در ایران است که خود حاکی از این است که چگونه بسیاری از زنان در این شرایط جدایی را بر جلب محبت و در واقع پاداش دادن به همسر بی وفای خود ترجیح میدهند هر چند که بخواهیم به همه زنان تلقین کنیم که در این خصوص به یک اندازه توانایی دارند و بهتر است ببخشند و شرایط را بپذیرند.
بنا به گفته یکی از روانشناسان آسیب شناس وقتی ما در میان زوجین زنان راعاطفی تر میدانیم این بدان معناست که در واقع قبول داریم که آسیب پذیرترند . با اینحال در صورت خیانت مرد از آنان انتظار میرود که سخت ترین بار را بر دوش بکشند .. محبت کنند.... سعی کنند فراموش کنند... و بخاطر فرزندان از خود گذشتگی کنند ...چیزی که برای مردان در شرایط مساوی تقریبا غیز قابل تصور است و این در حالیست که گاهی حس تنفر ایجاد شده بر اثر خیانت درهر دو طرف کاملا یکسان است.
متاسفانه از لحاظ قانونی همسران(مردان) در صورت خیانت ناچار به پرداخت تاوان خاصی نیستند و در اکثر موارد مرد با فکر این که چیزی را از دست نخواهد داد و شرایط تعقیری نخواهد کرد مسئله را جدی نمیگیرند. شاید بنا به ضرورت نیاز باشد که علاوه بر راهکارهایی که برشمردید و همواره جزء وظایف زنان شمرده میشود قانونگذار نیز به منظور تحکیم بنیان خانواده مجازاتهایی را برای افرادی که بدون دلایل قانونی و منطقی مبادرت به خیانت و تخریب روح محبت درخانواده مینمایند در نظر بگیرد...
یا حقبا گذاشتن این سوال و وجواب خواستم خودتان به قضاوت بنشینیدقضاوت من این است «اگر در روند خیانت مرد واقعا زن مقصر باشد به هر دلیلی می توان فرصت دوباره و امکان جبران به هر دو طرف داد ولی اگر زن مقصر نباشد دیگر بخشش از جانب آن زن معنا و مفهوم منطقی نخواهد داشتحقیقت آن است که گناه خیانت آن قدر بزرگ است که با فتوی دادن یا نسخه پیچیدن من نوعی از اثرات ان کاسته نمی شود وتاوان آن غیر قابل اعتماد شدن فرد خائن برای همسرش حتی تا همیشه می باشد لذا در چنین شرایطی ادامه زندگی مفهموم چندانی نخواهد داشت اگر جنال آقای کارشناس برای زنان خائن به شوهر نیز همین راهکار را ارائه دادند آن وقت درست بودن راهکارشانرا می توان تایید کرد ولی وقتی فطعا ایشان چنین نسخه ای را برای مرد ی که همسرش به او خیانت کرده تجویز نمی کنند
مگر نه این است که اصلی ترین آموزه دین اسلام این استآن چه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند و آن چه را برای خویش می پسندی برای دیگران نیز همان را بپسند.
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
سبحان الله خداوند پاک و منزه از آلودگی است
مردان پاک _زنان پاک
مردان ناپاک _زنان ناپاک
یک حقیقت است در علم فیزیک اجسامی با هم رزونانس میکنند که هم فرکانس باشند در علم شیمی الکترون و پروتون از یک عنصر در کنار هم قرار می گیرند در علم ریاضی معادله یا برابری گویای آ ن است که هر دو معادله ای مساوی با هم نمی شوند . در علوم انسانی هر انسانی نمی تواند کسی را که هم جنس او نیست پیذیرد.
بار ها شنیده اید از مردان و پسران که من بعد از این که با این دختر دوستی خود را و این رابطه را پایان دادم با زنی نجیب و افتاب مهتاب ندیده (! )ازدواج می کنم !
اولا به حکم قوانین طبیعت و به حکم قران این امر امکان نخواهد داشت چون زن اگر زن پاکی باشد با مرد یا پسری که مدام دوست دختر داشته ازدواج نمی کند مگر این که پاکی او ظاهری و دروغین باشد و چه بسیار از این زنان پیرامون خویش دیده ام و می شناسم . در حقیقت پسر یا مردی که به زعم خود زرنگ می باشند در دام افرادی گرفتار میشوند که در باطن شبیه او ولی در ظاهر خود را پاک جلوه می دهند .
آن چنان از این دختران در پیرامون خود می شناسم که شاید باور نکنید .. دخترانی که به ظاهر با کسی دوست نمی شوند ولی این به معنای پاکی آن ها نیست آن ها در شرایط خاص وقتی قرار می گیرند خود را نشان می دهند ذ ات و اصل آن ها ناپاک است ولی هنوز در معرض امتحان و محک قرار نگرفته لذا شناخته نشده است.
شاید بسیاری از وقت ها طرف مقابل از گذشته فرد بی خبر است در این صورت علائم و نشانه ها در رفتار کلام نگاه و .....گویای فرد می شوند
نکته دیگر این که جنس خباثت در وجود زن لزوما به معنای برقراری روابط عینی نیست .طبق ایه قران مکر زنان بسیار عظیم است ..یعنی آن ها می توانند ناپاک باشند ولی خود را پاک جلوه دهند آن ها می توانند بسیار حسود بدخواه پول پرست متکبر خود نما کینه ای ناجوانمرد باشند ولی خود را برعکس جلوه دهند این سخنان ضد زن نیست .. منظور من این است که آن دسته از به اصطلاح آقایانی که همه کار می کنند و بعد به دنبال پاکان می گردند و تصور می کنند که پاک را به دست می اورند با یه دست آورده اند در اشتباه اند
چه بسا آن دختری که به او خدعه زدند پاک تر از این دسته از زنان باشد
نکته دیگر این که واقعا برخی ازمردان به راحتی نمی توانند زنان را یشناسند به همین دلیل است که ازمادر خود می خواهند تا او برایشان انتخاب کند یا این که بسیار تحت تاثیر سخن دیگران هستند البته این که پای مادرخود را به میدان بکشند اشکالی ندارد به شرطی که قبل ازان ظلم و شیطنت نکرده باشند چون مادر برای فرزند کسی را انتخاب می کند که تقریبا از نظر ذات و سرشت مشابه خودشان است !
همین طور بار ها شاهد برهم خوردن نامزدی ها یا ازدواج هائی بوده ام که به دلایلی ظاهری ولی در اصل عدم همسانی در ذات و سرشت طرفین بوده است
محال ممکن است ازدواجی صودت پذیرد و ذات و سرشت طرفین همسان نبوده باشد و به طلاق و جدائی نینجامیده باشد
البته قانون مهم تر این است که پاکان واقعی حتی در سقوط طلاق هم قرار نمی گیرند یعنی از همان ابتدا ازدواج با ناپاکان برایشان اتفاق نمی افتد...
این حقیقت است یک حقیقت محض برگرقته از عدالت و غیرت خداوند تبارک و تعالی در یاری از پاکان
البته مثال های نوعی که بعضی از افراد در زمینه زیر سوال بردن این حقیقت می آورند کذب است کذبی که نشات گرفته از عدم شناخت مردان و زنان پاک از ناپاک می باشد
درمورد همسر حضرت لوط حقیقت این است که که انسان ها تغییر می کنند و او به راه شقاوت رفت و زا ابتدا شقی نبود
در مورد آسیه همسر فرعون او بعد از نبوت حضرت موسی به خداوند یکتا ایمان اورد و همین امر در نهایت سبب شد که توسط فرعون شکنجه و شهید شود
خداوندا در بهشت در کنار خودت خانه ای برایم بنا کن آمین
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
ب نام آفریننده عشق
اگر زن بودم
1 . هرگز حسادت به زنان دیگر نمی کردم
2 هرگز همسر خود را نمی پرستیدم
3. هرگز فرزندان خود را نمی پرستیدم
4. تا اخرین لحظه عمر به دنبال دانش و شادی و زیبائی بودم
5.هرگز و به هیچ عنوان آرایشو زیور و زینت خود را بر مردی جز همسرم آشکار نمی کردم هرگز در خیابان با آرایش ولباس های بدن نما ظاهر نمی شدم
6. بدن خود را برای کسی عریان می کردم که به تعهد و وفاداری او مطمئن یودم
7. احساساتم را فقط یرای یک مرد نگه می داشتم
8. گوش به سخنان فریبنده مردان نمی سپردم بلکه در عمل آن ها را می آزمودم
9. در کنار مردان به فکر رشد و پیشرفت بودم نه این که وجود مرد در زندگی ام رشد و پیشرفت من باشد
10. به فکر زشد و پیشرفت همه زنان بودم و خود را در این رابطه مسوول می دیدم
آگر مرد بودم :
1. هرگز با ظاهر زنان فریب نمی خوردم
2. هرگز سخنان سطحی و منتج شده از برانگیختگی آنی و گذرا را به دختران و زنان نمی گفتم تا آن ها را فریب داده و یا وابسته کنم
3.در انتخاب همسر خود دقت می کردم تا بهترین کسی را که می تواند به من در زندگی عشق بورزد و من نیز به او عشق بورزم بیابم
4. قلب همسرم را نمیشکستم ببه او در جهت بهتر شدن یاری می کردم
5. با احساسات زنان بازی نمی کردم
6. تایید گرفتن از زنان و دختران ملاک و عیار مردانگی من نبود
7. دوست دختر نمیگرفتم که بعد از رابطه بر سرش کوبیده و او را رها کنم
8.اگر دوستانم در حال فریب دختران دیگر بودند یا در حاال سو استفاده و دروغ گفتن به آن ها بودند خمچون مرد در برابرشان می اسیتادم
9.هرگز دروغ نمی گفتم
10. هرگز آرایش و اندام زنانه که زنان ساده لوح با آن در صدد جلب توجه و گدائی توجه مردان بودند حتی توجه مرا جلب نمی کرد
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ
و از مردم کسانی هستند که در برابر خدا همتایانی [برای او ]بر می گیرند که آنها را همچون دوست داشتن خدا دوست می دارند ولی آنان که ایمان آورده اند محبّتشان به خدا شدیدتر است. و اگر آنان که ظلم کرده اند (مشرکان) وقتی عذاب را مشاهده می کنند ببینند که همه اقتدار از خداست و خدا سخت عقوبت است [دچار حسرتی وصف ناپذیر خواهند شد].
وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ
و غیر از خدا چیزهایی را می پرستند که نه زیان به آنان می رساند و نه سود و می گویند: اینان شفیعان ما هستند نزد خدا بگو: آیا شما خدا را از چیزی باخبر می کنید که نه در آسمانها و نه در زمین از آن خبر ندارد؟ منزّه است او و برتر از آنچه (برای او) شریک قرار می دهند.
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَـهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ
آنان زاهدان و عابدان خود و نیز مسیح بن مریم را در کنار خدا، خداوندگار خویش گرفتند، در حالی که مأمور بودند فقط معبودی یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست پرستش کنند. او منزّه است از این که به وی شرک ورزند.
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا
و به جای خدا معبودهایی گرفتند تا برای آنان [مایه ]عزّت باشند.
وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ
وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُکَ وَلَا يَضُرُّکَ (4)
و جز خدا، کسي را مخوان ، همان چیزی که نه سودی به تو می ریاند و نه زیانی
وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَکُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (5)
و کساني را که به جاي خدا مي خوانيد، نه مي توانند شما را ياري دهند و نه خود را ياري رسانند.
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْء (6)
و کساني را که غير از خدا مي خوانند، (هرگز) به دعوت آن ها پاسخ نمي گويند!
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ (7)
يقيناً کساني را که به جاي خدا مي خوانيد بندگان و مملوکاني ناتوانْ چون شما هستند.
إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ (8)
اگر آن ها را بخوانيد صداي شما را نمي شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمي گويند.
وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى? يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (9)
و چه کساني گمراه ترند از کساني که به جاي خدا، ديگري را مي خوانند که تا روز قيامت پاسخشان را نمي دهند و آنان از خواندنشان بي خبرند؟
طبق آيات فوق، هر دعايي که در آن غير از خداوند خوانده و مورد خطاب واقع شود، شرک است. يعني مسلمانان حق ندارند در دعا از غير خدا طلب حاجت کنند. توسل ، عشق های دروغین شفاعت گرفتن ،امام پرستی ، شرک هستند .واسطه گرفتن و قرار دادن و دخیل دانستن واسطه در دفع بلا با جلب خیر شرک به خداوند است حتی اگر واسطه از صالحان باشد متن مستقیم ایه قران از لغت واسطه نام برده و آن را نهی کرده است .
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام معبود
به یاد آور زمانی که پروردگار به فرشتگان فرمود می خواهم بشری بر روی زمین بیافرینم که جانشین من باشد . فرشتگان گفتند آیا بشری خلق می کنی که در زمین فساد و خونریزی کند حال آن که ما تو را عبادت می کنیم و تقدیس و تسبیح می گوییم . پروردگار فرمود من چیزی می دانم که شما نمی دانید . و آنگاه به انسان کلیه علوم و اسما عالم را آموخت و سپس به فرشتگان گفت مرا از این علوم باخبر کنید . فرشتگان گفتند منزهی تو جز آنچه که خودت از علم در اختیار ما گذاشتی چیزی نمی دانیم . پروردگار به آدم فرمود که فرشتگان را از اسما آگاه سازد . سپس به فرشتگان فرمود بر آدم سجده کنید .پس همه سجده کردند جز ابلیس که ابا کرد از سجده کنندگان باشد . پروردگار فرمود ای ابلیس چرا تو را در میان سجده کنندگان نمی بینم . ابلیس پاسخ داد من از او برترم مرا از آتش خلق کردی و او را از گل . فرمود ازآن جایگاه والا که داشتی بیرون شو که تو را نسزد که درآن مقام تکبر کنی .گفت به من مهلت ده تا روزی که بر انگیخته می شوند چون مرا اغوا کردی به عزت تو قسم که همه شان را گمراه خواهم کرد و جز عده کمی هیچ کدامشان را شکرگزار نخواهی یافت . پروردگار فرمود با خواری بیرون شو که به یقین جهنم را از تو و از همه کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد .
از ایات کلام الله مجید نکات بسیار مهم و ظریفی پیرامون حقیقت خلقت انسان درک می شود . اولا این که بشردر زمین فساد و خون ریزی خواهد کرد از زمان آغاز خلفت تا پایان آن
ولی پروردگار متعال می فرماید ماورا این واقعیت ، حقیقتی وجود دارد وآن حقیقت این است که در میان این بشر افرادی پا به عرصه خلقت گذاشته و می گذارند و خواهند گذاشت که با دستیابی به علم و دانش و علوم مختلف ( ریاضی ، نجوم ، فلسفه ، علوم تجربی ، منطق ، فنون و معرفت و اخلاق وجامعه شناسی و.......) نام انسانیت را در جایگاهی قرار می دهند که لزوم سجده فرشتگان بوجود می آید .گوئی انسان خلق شده است تا بر جهل خویش فائق آید
و اما ابلیس که بر جهل خویش فائق آمده و به درجات والائی در شناخت الهی رسیده است جمیع انسان ها را در عمده عرصه های زندگی بشر ضعیف تر از خویش می بیند و فقط دسته کوچکی از آن ها را برتر از خویش می بیند پس غرور به او اجازه نمی دهد بر خلقتی که تا این حد از او ضعیف تر می تواند باشد تعظیم کند حتی اگر برتر از او نیز از میان این خلفت سر به عرصه وجود نهد
و اتفاقا همان نقطه غرور که شیطان را فریفت نقطه فریب بسیاری از انسان هاست و آن ها از اوج به قعر می کشد
دومین نفطه سقوط ابلیس حسادت او به انسان هائی بود که مخلص بودند و به مقربین و ابرار منصوب شدند
سومین نکته این است که شیطان در دو جنبه فساد و خون ریزی از انسان برتر است و او را می فریبد یعنی خودش فریب نخورده است که توانسته انسان را بفریبد یعنی شیطان از فساد و خون ریزی به عنوان ابزار خود در جهت سرنگون کردن انسان های ضعیف و بهتر بگویم انسان نما ها استفاده می کند
چهارمین نکته این که علم حقیقی راه خلوص را برای انسان باز می کند و این علم چیست ؟ این حقیقت گمشده در این دو زمینه مهم فساد و خون ریزی چیست ؟ این راز پیروزی انسان بر شیطان چیست ؟
البته و هزار البته که در راه رسیدن به این علم و این راز و این حقیقت انسان بار ها و بار ها فریب جهل را می خورد و از مسیر حقیقت منحرف می شود
آیا جهل همان ابلیس است جهل یکی از مهم ترین نمود های شیطان است ولی حربه های دیگری نیز توسط ابلیس برای انحراف انسان از مسیر حق به کار گرفته می شود که مهم ترین آن جلوه دادن باطل در لباس حقیقت است به عبارتی مکر شیطان .چون او این راه را رفته است و خوب پرتگاه های آن را می شناسد. او تمام مسیر را بلد است او طاعات هزاران ساله داشته است
فساد :
در زمینه فساد میل جنسی مهم ترین و بزرگ ترین محرک انسان و غرور و خود شیفتگی محرک دوم اوست
خونریزی و جنگ :
در زمینه جنگ غرور و خود خواهی و سلطه جوئی و خود شیفتگی مهم ترین محرک انسان است
فساد چیست ؟ گسترش بی بند و باری در امور جنسی زناکاری ، تجاوز ، فریب دادن دختران و زنان ، اشاعه و القا تسلط و پیروزی و برتری جنسی مرد بر زن توسط فیلم های مستهجن ، خیانت پنهان و آشکار ، به ضعف کشاندن زنان و دختران در زمینه مسائل جنسی ، قربانی کردن زنان و دختران جهت لذت بردن از روابط جنسی و ارضا جنسی ، و امروزه حتی مردانی که با هم جنس بازی زمینه لذت جوئی خویش را فراهم می کنند ، ،استفاده ابزاری از زنانی که هوش و استعداد و درک مناسبی ندارند ، ارضا کردن میل جنسی به هر قیمت ، با القا این ضعف در زنان آن ها را به کنیزی و برده داری فرستادن ، تعدد ازواج را قانونی و منطقی جلوه دادن ، و زن را برای بیگاری و برده کشی پرورش دادن ، اغوا مردان توسط پوشش عریان زنان در رسانه ها و جامعه ، اغوا و تحریک مردان با ظاهر سازی و حرکات نمایشی توسط زنان وپوشش نامناسب و ارایش های زنان در جامعه برای خود نمائی و..
این هاست حربه های شیطانی
کجاست علم انسان حقیقت گرا
روان شناسی و روانکاوی مهم ترین علوم انسانی جهت بررسی این اختلالات هستند که به زودی با عرضه کردن روان شناسی زن و مرد به بیان حقایق خواهم پرداخت
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام معبود
آیا مردان تنوع طلبند؟
یکی از استناداتی که برای بعضی افراد جهت توجیه رفتارهایشان وجود دارد ذات تنوع طلبانه مردانه است نظریات روانشناسانی نظیر فروید که نگرش جنسی او به همه رفتار های انسان مشهور است نیز به این فرضیه صحه می گذارد ولی آیا مردان ذاتا تنوع طلبند ؟ آیا علی رغم این که همسر اول خود را دوست دارند به دنبال زنان دیگر هم می روند؟ اگر تنوع طلبی در ذات مرد یک حقیقت است چرا مردان برای ارضا این نیاز حقیقی و برگرفته از حقیقت عمل برقراری ارتباط با دیگر زنان را به صورت پنهانی انجام می دهند ؟ مگر جز این است که حقیقت بسیار قدرتمند تر از آن است که بتوان آن را پنهان نگه داشت . یک مرد با استناد به این حقیقت دیگر نباید نیازی به پنهان کردن روابط خارج از تعهد زناشوئی را در خود ببیند.آیاایستادن زنان در برابر حقیقت باعث پنهان کاری آن ها می شود ؟ اگر واقعا تنوع طلبی مرد حقیقت دارد چرا نه فقط در ایران بلکه در سایر کشور های جهان، کمتر زن اندیشمند و آزاده و باهوشی یافت می شود که زیر بار تعدد ازواج برود ؟
2.آیا تنوع طلبی و نیاز به پراکندن وراثت یک امر غریزی است و تمام موجودات را شامل می شود من جمله انسان ؟ اگر چنین است چرا در میان پرندگان و پستانداران و حتی خزندگان جفت هائی وجود دارند که همیشه با یک جفت زندگی می کنند ؟ اگر خروس و یا شیر با چند جفت ماده هم زمان جفت گیری می کند آیا انسان به تقلید از او باید همین کار را انجام دهد ؟ آیا میان انسا ن و حیوان هیچ تفاوتی در زمینه ارضا مسائل جنسی و جود ندارد ؟
3.اگر مردان تنوع طلبند چرا مردانی مانند حضرت عیسی ( ع ) ، حضرت موسی ( ع ) ، حضرت ابراهیم ( ع ) ، حضرت زکریا ،حضرت آدم ( ع ) ، حضرت یوسف ( ع ) ، شمس تیریزی ، مولانا جلا ل الدین محمد بلخی ، حافظ ، و هزاران مرد دیگر در زندگی متعهد و فادار به یک زن بوده اند یا حتی حضرت عیسی (ع) ازدواج نکرده اند
اگر حضرت علی (ع ) و بعد از وفات دختر پیامبر و حدود 9 سال زندگی مشترک با ایشان با 4 زن ازدواج کردند و یا اگر حضرت محمد بعد از حضرت خدیجه که حدود 18 سال با ایشان زندگی کردند با زنان بیوه وعایشه ازدواج کرد نشانه تنوع طلبی و نیاز مردان به زنان متعدد را بیان می کند ؟
4.آیا عشق که زیباترین تبلور زندگی زناشوئی است در حضور زنان متعدد ( بیش از یک زن ) امکان ایجاد دارد؟
5.آیا مردان واقعا به تنوع طلبی احتیاج دارند ؟ آیا مرد اگر تنوع طلب نباشد مرد نیست ؟ یا این که این یک شعار فریبنده جهت فریب افراد ساده لوح و زود باور است ؟یا این که ضعف در کنترل تکانه ها و هیجانات جنسی یاعث شده که برخی از مردان عنوان فریبنده ای به نام تنوع طلبی را اقتباس شده از کثرت گرائی برخی از حیوانات در مسائل جنسی به عنوان حقیقت جلوه دهند و ضعف خویش را با این فرا فکنی در عملکردی مزورانه به حقیقت نمائی کنند ؟
پاسخ من به تمام سوالات فوق یک لبخند است .. لبخندی به تلخی ظلم هائی که در طول تاریخ با عنوان فساد نوشته شده و به شیرینی حقیقتی که انشا الله زنان آزاده و مردان حقیقی پرده از آن بر خواهند داشت
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام هستی بخش
توحید
زمانی که سخن از توحید و یکتا پرستی به میان می آید نام حضرت ابراهیم (ع ) نه تنها در بالاترین جایگاه انسانیت بلکه در عرش الهی می درخشد . در نسل ابراهیم ذریه طیب و طاهر او حضرت محمد مصطفی (ص )به دلیل والاترین جایگاه توحیدی و معرفتی مورد تقدیس و تعزیر ملایکه مقرب عرش الهی قرار دارد.
توحید تعیین کننده جایگاه انسان در پیشگاه ذات اقدس الهی است . توحید عیار ارزش انسانی است توحید همان صراط مستقیم است عروت الوثقی است .
توحید در لغت به معنای گرایش به وحدانیت و در معنا آتعریف آن یکتا پرستی است...
منظور از وحدانیت و پرستش چیست ؟
وحدانیت یعنی اعتقاد به این که ذات جهان از یک و فقط یک منشا بوجود آمده است
پرستش : یعنی محبت ، اطاعت ، میل و گرایش ، نیاز ، یکی شدن و محو شدن وجلب رضایت و توجه نسبت به اله ( مورد پرستش ) در کنار هم
لا اله الا الله : یعنی هیچ وجودی شایسته پرستش نبوده و نیست جز الله
این جمله کلید در بهشت ، رهائی از عذاب ، خط قرمز شیطان ، صراط مستقیم و عروت الوثقی است
ولی آنچه که در پیرامون ما اغلب در جریان است پرستش ، عبادت ، ابراز نیاز ، محبت و تمنا و جلب رضایت غیر از خداوند است .
نوع اول :
زنی که مرد و یا حتی شوهر خود را می پرستد ، مردی که تایید گرفتن از زنان و دختران را می پرستد ، زنی که فرزندانش را می پرستد ، مردی که قدرت را می پرستد ، زنی که زیبائی و یا تظاهر ان را می پرستد ، مردی که هوی و هوس خود را می پرستد ، زن یا مردی که خود را می پرستند ( در اصطلاح روان شناسی هیستریک و نارسیستیک ) ، زنی که تجملات و تفاخر را می پرستد ، مردی که غرور و تکبر خویش را می پرستد و...
به عبارت ساده تر زنان و مردانی که آن چه را که ظاهر زندگی در این دنیاست در انواع و اشکال مختلف آن می پرستند چون به صورت سطحی و ظاهری به آن ها لذت و رضایت و شادی می دهد
این افراد عمدتا خویش ر ا می پرستند و برای براورده کردن امیال و اغراض درونی در تلاش و یا تمنا هستند
گروه دوم :افرادی جاهل تر از این گروه هستند آن ها کسانی هستند که دیگران برای آن ها بت می سازند و با تلقین و تکرار آن ها را به پرستش بت هائی که ساخته اند ترغیب می کنند
نمونه بارز عینی آن در جامعه امروز ما در حاجت خواستن از امامزاده ها ، توسل و.. مشهود است
در این گونه پرستش عمدتا افرادی که نیکوکار بوده اند به عنوان واسطه برای رسید به خدا معرفی شده و مورد درخواست و محبت و ارادت واقع می شوند که پایین تر از نوع اول است .
با استناد به آیات قران در این زمینه باید حقیقت این پرستش ها را روشن کرده و تبری جست . پروردگار متعال در قران کریم می فرماید من انسان را خلق نکردم به جز با این هدف که مرا بپرستد و لی در قرآن بار و بار ها به مساله شرک یعنی پرستش غیر خدا اشاره شده و می فرماید اکثر مردم ایمان می آورند در حالی که مشرک اند . یکی از مظاهر شرک قرار دادن واسطه و شفیعانی است ( از جنس انسانهای صالح )برای رسیدن و نزدیکی و حاجت خواسن از خداوند که قرآن به شدت آن را نهی کرده است که به زودی یک به یک آیات قرآن را در این زمینه خواهم نوشت .قرآن مجید اکثرا در مورد شرک و انواع آن سخن گفته و مردم را از آن نهی کرده است.
خداوند می فرماید من هر گناهی را می بخشم بر هرکس که بخواهم به جز شرک او می فرماید خداوند غیور است .محبت ،ابراز نیاز، تمنا ،رضایت به غیر ازخویش را نمی خواهد ...
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
پروردگارا تو را هزار بار سپاس می گویم که حق مردم ایران را به آن ها باز گرداندی و به قلب های آن ها القا کردی آن چه را که خواستی
حضرت علی ع : خداوند را در عملی کردن آن چه که همه غیر ممکن می پنداشتند و مانع شدن از کاری که قطعی می نمودند شناختم
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام دوست
آیا مرد در بازی عشق ( مجازی ) و قمار عشق ( مجازی ) اکثرا برنده است ؟
پاسخ : مردان حقیقی بازنده بازی عشق به زنان حقیقی هستند
مردان ظاهری عمدتا در بازی یا قمار عشق با زنان ظاهری برنده هستند
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام دوست
گناه من چه بود ؟!
پاره ای از موارد افراد و منظور من خانم هائی که مورد خیانت مردان و همسرانشان قرار می گیرند اشتباهاتی در زندگی خود داشته اند در برخی از موارد هم به نفرین فردی که به آن ها خیانت کرده می پردازند و ارزوی بدترین ها برای او می کنند و یا باا جملاتی نظیر همه مرد ها همین هستند و یا مرد ها سر و ته یک کرباسند و..موضوع را تفسیر می کنند
گناه من شاید یکی ازاین ها بوده است :
1. آن زمان که روبه روی آینه با ابزار آرایش خود را به هفت قلم آراستم و در برابر مردان ظاهر شدم و چشمان حسرت بار آن ها را به دنبال خود کشیدم یا صدای خود را نازک کردم ، عشوه و ادا در صدای خود ایجاد کردم نیاز و میل او را تحریک کردم و با این تحریک احساس دلبری و طنازی و زیبائی و غرور نمودم نمی دانستم یا مهم نبود که آیا او زن دارد بچه دارد مهم جلب توجه کردن من بود که مرا ارضا می کرد نه زیر پا گذاشتن غرور یک مرد
2.آن زمان که باید چشم و گوشم را باز می کردم و کوچک ترین مسایل را در نظر می گرفتم با نگاه گذرا و سطحی از آن ها خودم را فریب دادم یا متوجه نشدم یا شدم ولی نادیده گرفتم آن زمان که با نامزدم در خیابان قدم می زدم و او مدام با نگاه های خود زنان و دختران مردم را رصد می کرد ، آن زمان که نامزدم به من دروغ می گفت ،نمی فهمیدم یا فکرمی کردم و یا قسم دروغ می خورد فکر نمی کردم کسی که خداوند را نمی بیند مرا نیز روز ی نخواهد دید آن زمان که اولین بار که با هم در خیابان برای آشنائی قدم می زدیم به من تنه زد نفهمیدم که ارزش مرا نمی بیند و به ارزش من پی نبرده است
3.آن زمان که با سخنان خود که هرگز رنگ عمل به خود نمی گرفت به من وعده و وعید می داد آم زمان که روزی ده ها مرتبه از عشق خود برای من می گفت فکر نمی کردم که چه دلیل منطقی و عقلانی پشت این علاقه نهفته است بلکه کور می شدم و اغوا می شدم و ویا زخم نقاط ضعف وجودم را و کمبود های عاطفی ام را با زهر مرهم می نهادم
4.آن زمان که به من پیشنهاد رابطه داد به قصد ازدواج نمی فهمیدم که یک مرد اگر ارزشی برای زن قایل باشد این کونه رفتار نمی کند
5.آن زمان که با او رابطه بر قرار کردم نفهمیدم که در نظر او چه قدر بی مصرف و حقیر هستم
6 آن زمان که پیش من راجع به زنان دیگر صحبت می کرد و آن ها راحقیر و کوچک می کرد و یا تمسخر می نمود نمی فهمیدم که حتما روزی با من هم چنین خواهد کرد
7.معنای اولین نگاه تند و زننده و انتقام جویانه او را نفهمیدم
8.گوش به سخنانش سپردم و هرگز در عمق چشمانش نفهمیدم چه می گذرد و راستش چشمانم را بستم و گوش هایم را تیز کردم
9. به دنبال عشق بودم ولی نمی فهمیدم بهای عشق چیست وو راه رسیدن به عشق کدام است؟
10.تکه و کنایه های سخنانش را جدی نمی گرفتم
11.خصوصیا اجتماعی و اخلاقی و روانی مردان خوب و متعهد را نمی دانستم بلکه حرف های فراوان (ولی پوچ و دروغ )را ملاک خوب بودن یک مرد قرار می دادم
12 .پدر و مادرش را نمی شناختم خانواده اش را از نظر انسانیت و اخلاق ارزبابی نکرده بودم
13. از پدر و برادر م نپرسیدم یک مرد خوب چگونه رفتار می کند !
اگر ما آ بی را خوردیم که مبتلا به میکروب حصبه بود ولی ما از این امر آگاه نبودیم دلیل برآن نمیشود که مبتلا به حصبه نشویم
.............
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام دوست
در مورد وابستگی عاطفی در زنانی که سال های سال با مردی زندگی کرده اند ولی بعد از گذشت چندین سال از او خیانت می بینند باید بگویم برای خانم ها یکی از مسایل وجود فرزندانی است که از نظر زن نیاز به حمایت و توجه و عاطفه پدری دارند لذا زن نمی تواند به راحتی طلاق بگیرد و برود ..چون می داند که تبعات و عواقب ای که بر سر راه فرزندانش و جود دارد چه مسائلی می تواند باشد . به صورت موضوعی اشاره می کنم 1. کاهش یا از دست رفتن اعتماد در کودکان نسبت به پدری که مادر از او جدا شده
2.بی اعتمادی نسبت به سایر افراد جامعه به دلیل واکنش فرا فکنی
3. از بین رفتن یا کم رنگ شدن ارزش تعهد در ناخودآگاه بعضی از این فرزندان
4.احساس حقارت و انگشت نما شدن ومورد تمسخر و توهین دیگران واقع شدن
5. نفرت و بدبینی و کینه نسبت به مردان و حتی زنان در مساله ازدواج
6.بی ارزشی و افسردگی و بی انگیزگی در ساختن یک زندگی شاد و موفق
7. احساس قربانی بودن یا قربانی شدن و زمینه برای شکل گیری اختلالات شخصیتی
8. ترویج فساد و بی بندو باری در جامعه به دلیل آن که چنین موضوعی در خانواده به او یاد داده شده است
9حس انتقام نسبت به پدر و نسبت به افراد مشبه سازی شده مانند پدر در جامعه
10 احساس سرخوردگی و ناامیدی و ده ها معضل و مشکل دیگر
و اگر جامعه ای ناسالم هم باشد به دام افتادن در دام افراد سود جو و عدم امنیت برای مادر و هم برای فرزندان
وجود باور های غلط و نادرست در جامعه که زن باید بسوزد ولی تحمل کند یا زن به خاطر بچه هایش باید کوتاه بیاید و.....او را مستاصل تر هم می کند .
حال زنی که در چنین معضلی گرفتار شده کم کم هرگونه علاقه ای را حتی با وجود سال ها زندگی زناشوئی در وجود خود نابود شده می بیند و چون عشق و علاقه از بین رفت مثل سرما که در نبود گرما ایجاد می شود نفرت جای آن را پر می کند و از طرفی چون مردانی که خیانت می کنند یک از مهم ترین دلایل خیانتشان نیاز به توجه و تایید از جانب دیگران است لذا در این سیکل معیوب بیشتر و بیشتر راه انحرافی را طی می کنند .
در صورت عدم و جود فرزند یا درک نکردن فرزندان قسمت زیادی از تبعات فوق حذف می شود ولی در هر حال نیاز خود زن به محبت و عشق در رابطه زناشوئی برآورده نمی شود و از طرفی جایگزین کردن یک فرد دیگر توسط فردی که دررابطه قبلی مغلوب شده (زن)، به دلایل از بین رفتن عمیق ترین اعتماد ها و از طرفی القا و یا تلقین مطرود شدن، رانده شدن، بی لیاقت و بی ارزش بودن ، تاریخ مصرف گذشتن و..مشکل بوده و یا مایوس و سرخورده می شود و اتفاقا همین عکس العمل منفی توسط فردی که به او خیانت کرده نیز به معنای بی لیاقتی تعریف می شود .حقیقت این نیست که او واقعا بی لیاقت است بلکه در تدلیسی از بی لیاقتی به ناحق محصور می شود .در حقیقت و از لحاظ روانکاوی او خود را ضعیف می بیند چرا که به او پشت پا زده شده است. به عبارتی نوعی قانون مداری جنگل که اگر ضغیف باشی به تو سلطه می یابند پس حتما تو ضعیف هستی که بر تو و احساس و عشق تو غلبه کرده است .( آن را برای خودش کم دیده است ) ولی این موضوع در پاره ای از مواقع سفسطه و مغلطه و تدلیس ذهن و جامعه است و در پاره ای از مواقع دیگر واقعا نشانه ضعف زن نیست بلکه نشانه انحرافات و اختلالات و بیماری های شخصیتی طرف مقابل است .
اولا باید توجه داشته باشید که مردانی که به زندگی خود خیانت می کنند در تمامی جنبه های دیگر زندگی نیز ارزش ها و اخلاق انسانی را زیر پا می گذارند و در حقیقت عقل و منطق چنین افرادی همه چیز را معکوس تفسیر می کند . حال سوا ل این است که چرا کسی که خیانت می کند قوی تر از کسی که خیانت می بیند ظاهر می شود یا جلوه می کند. به عبارتی شاد تر است و به ازا آن همسر خیانت دیده اش غمگین تر می شود .در حالی که عمل غیر اخلاقی را شخص دیگری مرتکب شده غصه و غم از آن شخص دیگری است .مثل این است که بگوییم کسی که ظلم می کند قدرتمند تر از کسی است که ظلم می بیند. ولی آیا واقعا مرد در بازی عشق ودر اینجا قمار عشق یا پارادوکس عشق در اکثر مواقع برنده است ؟
با توجه به موضوع ظلم که در اینجا روابط زناشویی با افرادی جز همسر می باشد لذتی که فرد خیانت کننده از انجام این کار بدست می اورد او را به این سمت می کشاند هرچند که در اعماق وجود خود بداند که از راه نادرست لذت جوئی می کند .در حقیقت به همین دلیل کار خود را پنهانی انجام می دهد . پس سوال این می شودکه چرا باید لذت ببرند و خیانت کنند ؟؟و جواب این می شود که آن ها در ظاهر لذت می برند و لی در عمق وجود خویش از ترس ، بد بینی ویاس و عشق ناپاک و ظلم بر خویش لبریز می شوند. در حقیقت آن ها می خواهند ابرو را درست کنند ولی چشم را کور می کنند انسان به گونه ای خلق شده که غرایز اومثل حیوانات قابل ارضا شدن نیست و عدم پایبندی به اصول انسانی با عث می شود که این افراد مسخ شوند به عبارتی آن ها در حقیقت خودشان نیستند و چون جنبه های وجودشان با هم در تعارض قرار می گیرد از درون خود را متلاشی می کنند هر چند در ابتدا نتیجه آن مشخص نیست ولی به مراتب سخت تر و سنگیتر بعد از گذشت سال ها ظاهر می شود .حال گناه فردی که خیانت دیده چیست که باید سال ها ظلم را تحمل کند یا با یاد ان ناراحت و غمگین شود ؟
در ادامه در مورد این موضوع به زودی خواهم نوشت ولی در حال حاضر به راهکاری مهم باید اشاره کنم که خانم ها در زندگی هرگز نباید رابطه زناشوئی را به دیده معامله احساسات و عواطف بنگرند به عبارت بهتر باید عواطفشان را در این موضوع فرو کش کنند و قبل از انتخاب همسر باید او را درزمینه تعهدآزمون کنند و البته نباید گوش به سخنان مردان بدهند چون لزوما سخن با عمل در همه مردان یکی نیست
دوم این که خانم ها هرگز نباید در زندگی زناشوئی از لحاظ عاطفی خود را وابسته کنند بلکه باید همیشه جایگاه خود را در مطلوب بودن حفظ کنند و البته این امر مستحق داشتن لیاقت و توانائی است ولی برعکی آن درست نیست یعنی اگر کسی مورد خیانت واقع شد لیاقت ندارد .هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست...و لزوما طالب نشوند مگر این که امتحانات تعهد و وفاداری را با نمره خوب و عالی ستانده باشند
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام نامی دوست
عدم استقلال مالی و عاطفی چرا؟!
سومین مساله ای که باید به ان بپردازم نوعی عدم استقلال از نظر مالی و عاطفی در زنانی است که چندین سال تحت تکلف همسرانشان بوده اند .ایاتی در قرآن در این رابطه وجود دارد که به ذکر ان ها می پردازم
1.الرِّ جالُ قواموُن علی النساءِ بما فضَّلَ ا…ُ بعضهُم علی بعضٍ و بما انفقُوا من اموالِهم
مردان سرپرست زنان هستند به خاطر فضیلتی که خداوند در بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده وهمین طور به دلیل انفاق های مالی و پرداخت های مالی که به زنان می پردازند
2. وعلی المولُود له رِزقُهُنَّ و کسوتُهُنَّ بالمعروفِ لا تُکَلّف نفسٌ الاوسعها» «در خوراک و پوشاک مادران، به طور متعارف به عهده ی صاحب فرزند است، هیچ کس جز به اندازه ی تواناییش تکلیف نشود
اگر شرایط آن روز عربستان را ان گونه که بود در نظر بگیریم که جنس زن به عنوان تملک مرد محسوب می شده و یا دختران تازه به دنیا امده ای که از شدت حقارت ان ها را زنده در گور می گذاشتند و یا نقش بردگی در جنس زن که به وضوح در تصاحب غنایم جنگی به همراه زنان و کنیزان به چشم می خورد متوجه می شویم که قرآن با بیان این عبارات به زنان جایگاه و موقعیت اجتماعی می بخشد و آن ها را از گردابی که به واسطه جهل و خرافات آن زمان در آن اسیر شده بودند بیرون می کشد .ولی برای رسیدن زن به جایگاه و مرتبه اجتماعی در شان وجودی او راه زیادی در پیش است که این مهم به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی و شعور اجتماعی در مقوله آن دوران نمی گنجیده است . زمانی که زنان به دلایل محدودیت در جوامع کوته اندیش نمی تواننند در عرصه اجتماعی پیشرفت کنند مسلما حقوق اجتماعی کمتری برای آن ها متصور خواهند شد و زمانی که قرآن در آن زمان نازل شده است با توجه به این حقیقت که ارزش جنس زن بیش از اندازه مورد تنزل واقع شده است با اعطا چنین حقوقی به دفاع از حقوق زنان می پردازد . آن چه مسلم و مبرهن و قطعی است رشدی است که زنان در عرصه علمی و اجتماعی و اقتصادی به محاذات مردان با گذشت سال ها داشته اند . لذا زنی که امروز هم در خارج از خانه و هم در داخل خانه مسوولیت به دوش می کشد با زنی که در جامعه ان روز عربستان فقط به بچه داری مشغول بوده است مسلما از نظر شان و جایگاه و منزلت و مقام و حقوق اجتماعی بالاتر و مرجح است .آیات قران ازانفاق یا نفقه به زنان به عنوان یک فضیلت مرد نسبت به زن، در آن زمان، تعبیر می کند که البته حق هم همین است . مسلما انفاق کننده بر انفاق گیرنده ارجحیت و تفضل دارد .
حال خواهش من از زنان امروز جامعه این است که با ایجاد استقلال مالی برای خود که منوط به استقلال عاطفی نیز خواهد شد به خویشتن در جهت بستن راه های ظلم و برتری جویی نسبت به خویش کمک کنند هرچند در ابتدا ممکن است حقوق برابری با مردان برای آن ها متصور نشوند ولی هر راهی نهایتا در صورت تلاش و استمرار به برترین نتیجه ها منتج خواهد شد ،هرچند در زمان حال قابل رویت نباشد .
این استقلال مالی در نگاه مردان جایگاه خاصی به زن خواهد بخشید زنی که با این استقلال گویی لیاقت ها و استعداد های درونی خویش را به تصویر می کشد .
بحث بعدی در مورد به دست آوردن استقلال عاطفی در زنان می باشد.
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام نامی دوست
بدعتی به نام صیغه
در ادامه بحث آسیب شناختی مردانی که به زندگی خیانت می کنند ، عده ای از خانم ها با شکایت از وجود مساله ای به نام صیغه سخن گفته و از اسلام و قرآن شکوه و گلایه داشتند و جالب اینجاست که عده ای از به اصطلاح آقایان هم به حقی به نام صیغه اشاره کرده و زنان را محکوم به پذیرش و کنارآمدن با آن می کردند . همین طور عده ای از خانم ها به شکایت در مورد مطلبی از قرآن تحت عنوان اجازه به مرد در گرفتن چهار زن و شکایت از این مساله پرداخته بودند و در عوض عده ای از به اصطلاح مردان به چنین حقی اشاره کرده و اعمال خود را موجه ، قانونی و اخلاقی جلوه می دادند .
اولا من از خانم هائی که بدون مطالعه آیات قرآن در این زمینه شکایت می کنند گله مندم. چرا انسانی که صاحب عقل و ادراک است باید قرآن را برای او معنا کنند . مگر خود شما نمی توانید قرآن بخوانید و ایات آن را معنا کنید ..معنا کردن درست آیات مستلزم آشنائی با زبان عربی حتی در سطح ابتدائی است. اگر نتوانید نتیجه آن می شود که عده ای انسان های منفعت طلب و سو استفاده کننده از ایات قران آن را برای شما به طبق تمایلات و اغراض و امیال شخصی شان تفسیر ترجمه و معنا کنند.
آیه قران در این زمینه دقیقا به این معناست و کاملا مشخص و واضح معنی میشود و لی آن هنگام که حق زیر پرده باطل برود آن وقت حتی معنای واضح عربی یک آیه تغییر می یابد.
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره
به نام نامی دوست
با مطالعه نوشته ای در سایتی که موضوع آن نوشته این بود : مردانی که به زندگی خود خیانت می کنند ، متوجه نوعی درماندگی و استیصال درزنان و خود کامگی و سلطه کذائی در برخی از به اصطلاح آقایان که درمورد آن نوشته نظرات خود را بیان کرده بودند شدم . لذا به عنوان یک انسان وظیفه خود دانستم که به شرح مطلب و بیان معضلات جامعه پرداخته و دلایل آن را بیان نموده موشکافی کرده و راه حل منطقی ومحکم و درستی ارائه دهم . البته متوجه شدم که مسوول آن سایت ازانتشار نظر من بدون هیچ دلیل موجهی خود داری کرده بود و آن زمان بود که متوجه شدم ایستادن عده ای در برابر حقیقت و یا لوث و کتمان کردن آن باعث ایجاد چنین مشکلات و معضلا ت و ظلم ها در جامعه امروز ما می شود.در این نوشته تحت عنوان مردانی که به زندگی خود خیانت می کنند،حدودصد نفر از خانم هائی که تجربه مورد خیانت واقع شدن را داشتند،مشکلات خود را عنوان کرده و از دیگران خواستار راهنمائی و مشورت بودند .به هر حال اینجانب هم بعد از آن که تمام آن نوشته ها را مرور کردم ومتوجه این غم بزرگ در وجود آن ها شدم ، در نوشته ای به بیان دلایل وراه حل برای آن ها مبادرت کردم . ولی متاسفانه آن نوشته من به هیچ عنوان منتشر نشد و من متوجه شدم که برای روبه روئی با این مشکل وحل آن با عده دیگری طرف هستم که اجازه حل این مسائل را به دلائل خاص خودشان و غرض های شخصی نمی دهند .حقیقتی که عنوان شده بود بعضی از خانم های ایرانی بودند که بار ها مورد خیانت شوهرانشان واقع شده بودند و با وجودیکه از این مساله آگاه بودند ولی نمی توانستند راه حلی برای این مشکل بیابند چون اولابسیاری از آن ها صاحب فرزند بودند و به عنوان یک مادر نمی خواستند فرزندانشان در این جامعه مبتلا به فشار های روانی ناشی از مسائل طلاق و یا پیرامون آن شوند.دوما بسیاری از آن ها فکر می کردند که قوانین کذائی که توسط عده ای وضع شده است دستور قرآن و اسلام و حتی خداوند است ، لذا خود راهمچون برده ای اسیرو گرفتار می دیدند.سوما عده ای از آن ها به دلایل عدم اسقلال و آزادگی مناسب در زمینه مالی و عاطفی از فردی که به او ضربه حتی زده بود ، سعی در تحمل آن شرایط و یا نادیده گرفتن آن وقایع داشتند و یا حتی افراد دیگر را مسبب اغفال شوهران خود می دانستند ! و به جنگ با آن ها برخاسته بودند .من در این نوشته یکی از دلایل این معضل اجتماعی را آسیب شناسی کرده و با توجه به قرآن و آیات موجود در این زمینه به بیان حقایق خواهم پرداخت.
آیه 58 سوره انفال: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ
قطعاً خدا افراد خائن را دوست نمي دارد.
آیه 38 سوره حج: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
حتماً خدا هيچ خيانتكار ناشكري را دوست ندارد.
یه 107 سوره نساء: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا
محققا خداوند هیچ خیانتکار گناهکاری را دوست نمی دارد
در این آیات خداوند تبارک و تعالی که همیشه خود را با عنوان بخشنده مهربان و یا مهربان ترین مهربانان معرفی می کند، بیان می کند که خیانت کاران را دوست ندارد. او که از مادر به انسان مهربان تر است ،او که افریننده عشق و خالق عشق است او که صاحب عشق است او که نهایت عشق است خیانتکاران را از مهر خود مبرا کرده است .نکته مهم اینجاست که نهایت مهربانی و عطوفت از آن اوست ولی این افراد را از خود رانده است . پس چرا زنی باید بگوید من به مرد خیانتکارم علاقه دارم ! و به این دلیل نمی توانم او را رها کنم .
اگر ما به قرآن به عنوان کتاب خداوند معتقد باشیم ،پس راه زندگی ما از میان ایات آن نمود پیدا می کند . اگر رها کنید آن چه را که او رها کرد و اگر بروید در آن مسیری که او به شما برنامه اش را داد و در آن مسیر صبور و شکر گزار باشید بهترین ها را به شما عطا خواهد کرد . در حقیقت تمام زندگی امتحان خداوند است تا دروغگویان را از راستگویان و ایمان آوردنگان حقیقی را از ایمان اوردنگان کذائی جدا کند . این که من به این مرد علی رغم این که خیانت می کند علاقه مندم سخنی الهی نیست بلکه سخنی ساخته و پرداخته جهل ، غیر الهی و شیطانی است تا به بردگی کشاندن زن یکی از نتایج آن برای شیطان باشد . دومین نتیجه آن گسترش دادن فساد توسط شیاطین باشد و سومین نتیجه آن از بین بردن زمینه برای تبلور عشق های پاک و زیبا در جامعه باشد و..پس طبق دستور خداوند از کسی که خیانت می کند مهرتان را ببرید تا خداوند زنجیره مهر و عشق واقعی را در دستان شما قرار دهد ...دیو چو بیرون رود فرشته در آید ...
برچسب:
نویسنده: روشن ترین ستاره